بهار پرتقالی
تا پروانه شدن
وقتی برای آموزش رفته بودیم مسجد، خانم مسنی که مدت هاست میشناسم به شکمم اشاره کرد و گفت: خبریه؟! من که واقعا جا خورده بودم پرسیدم:بله؟ و دوباره جمله اش را تکرار کرد. شوک و خجالت زده، خندیدم و دست و پا شکسته رساندم که خیر! این برآمدگی که میبینید، فقط آب و چربیست.🥲💔 تا آخر جلسه مغموم و دلشکسته بودم😔
سه شنبه چهارم مهر ۱۴۰۲|
10:54 |زنجبیل|
| [-Design-] |