بهار پرتقالی
تا پروانه شدن
از وقتی سرکار نمیروم تلویزیون یکجورهای همدم و مونس من شده. یعنی وقتی میخواهم صبحانه یا ناهار بخورم تلویزیون را روشن میکنم که صدایش پخش شود و عصر با فیلم ها و سریال هایی که نشان می دهد سرگرم میشوم. مامان هم همین شکلیست. یعنی در واقع من به مامان شبیه شده ام. او هم شب ها و عصرها تلویزیون تماشا میکند. از بچگی ام همینطور بود. دانستن اینکه وقتی دارم درس میخوانم مامان بیرون اتاق نشسته و تلویزیون تماشا می کند آرامم می کرد.
چهارشنبه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۳|
10:30 |زنجبیل|
| [-Design-] |