بهار پرتقالی

تا پروانه شدن

این روزها خیلی سست و بی انگیزه شده ام. انجام کارهایی که قبلا خیلی خیلی برایم سهل می نمود و بدون فکر کردن انجامشان میدادم اکنون نیاز به جمع کردن قوا و انگیزه فراوان دارد. تمام روز به حالت دراز کشیده با گوشی ام کار می کنم. خیلی که همت کنم غذایی درست کنم و ظرفی بشویم. نمیدانم این بیحالی و بی انگیزه گی از کجا منشا می گیرد و در عین حال میدانم کلید حل آن در دست های خودم است. آدم هیچ جا از این حال نجات نیافته مگر آنکه خودش دست به کاری زده. با آنکه تازه از مسافرتی چند روزه برگشته ایم داشتن چنین حالی را درک نمی کنم. میخواستم بنویسم داشتن چنین حالی طبیعی با نرمال نیست اما بلافاصله جلوی خودم را گرفتم چون در این عالم هیچ چیزی را نمیتوان مطلقا طبیعی یا نرمال دانست خاصه حال آدمیزاد.

شنبه پنجم خرداد ۱۴۰۳| 10:13 |زنجبیل|

[-Design-]