بهار پرتقالی
تا پروانه شدن
خیلی خوشحالم. خیلی خیلی خوشحالم. خیلی خیلی خیلی خوشحالم. در پوست خودم نمی گنجم. آه باورتان نمی شود چقدر خوشحالم. مدت هاست برای چیزی انقدر خوشحال نبوده ام و الان دارم روی ابرها راه می روم... +دارم یک مهارت جدید یاد می گیرم، که برای دل خودم به کار می آید، نه چیز دیگر. بعدا درباره آن بیشتر مینویسم (می بینید چه حصار امنیتی تنگی به دور رویدادهای اطرافم کشیده ام؟
حتی در برابر شما که من را نمی شناسید چقدر مخفیکارم...) یکشنبه سوم تیر ۱۴۰۳|
20:40 |زنجبیل|
| [-Design-] |