بهار پرتقالی
تا پروانه شدن
ساعت از ۲ بامداد هم گذشته و من بیخوابم. دیشب هم تا ساعت ۸:۳۰ صبح امروز بیدار بودم و خوابم نمیبرد و بعد هم تنها ۵ ساعت خوابیدم. الان هم علی رغم اینکه نه قهوه نوشیده ام و نه چای، وضعیتم این است. نمیدانم چه ام شده. البته یک مقدار دلشوره خفیف از بابت کارهای اخذ پذیرش دارم اما نباید خیلی مهم باشند، اینطور نیست؟ بالاخره من در این مسیر کار کشته شده ام! اما بیشتر که در احوال خودم دقیق میشوم می بینم شاید آن اندک چراغ سبزی که در مصاحبه آخری بهم نشان داده اند هوایی ام کرده. حتی اگر واقعا چراغ سبز بوده باشد و آن ها از من خوششان بیاید، خب که چه؟ دلشوره گرفتنم برای چیست؟ مگر این همان چیزی نبوده که در خواب ها می دیده ام؟ احتمالا چون مدت زیادی آرزویش را داشته ام کوچکترین نشانه ای از تحققش من را به این حال کشانده است.
| [-Design-] |