بهار پرتقالی
تا پروانه شدن
تازگی ها به هیچکس تلفن نمیزنم. آنقدر بی حوصله و کسل هستم و دست و دلم به هیچ کاری نمیرود که میدانم صحبت هایم به ناچار چیزی به جز نق و نوق نخواهد بود. دیروز رفتم شهر کتاب و در کمال تعجب از دیدن کتاب ها هیچ احساسی بهم دست نداد و ولع خواندن و ورق زدنشان زیر پوستم ندوید. لابد تماشای یکسره ی ویدیوهای اینستاگرام مرا به این عارضه دچار کرده و ذوق خواندن و حوصله تعمق در مطالب را از من گرفته. +خودم میدانم و واقفم که هرچه بیشتر از همه چیز فاصله بگیرم و هیچ کاری نکنم به این بی میلی و کسالت بیشتر دامن میزنم. میدانم هیچ نیروی بیرونی، هیچ دستی از غیب قرار نیست کاری برای من انجام دهد لیکن خودم هم کاری از دستم ساخته نیست. همین است که هست.
جمعه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۴|
20:14 |زنجبیل|
| [-Design-] |