بهار پرتقالی
تا پروانه شدن
رفتم از کارتن های مقوایی یکسری کتاب که هیچوقت نخوانده بودمشان بیرون کشیدم. هنوز کتابخانه نداریم. خانه قبلی میگذاشتیم روی طاقچه ای که از دیوار زده بود بیرون، جایی کنار شومینه. برای اینجا اما باید فکری کنیم. هربار کتابی یا جزوه ای میخواهم باید از بین سه کارتن موزی پیدایش کنم. دلم یک کتابخانه چوبی قد کوتاه میخواهد که رویش آینه هم بگذارم.
دوشنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۴|
3:9 |زنجبیل|
| [-Design-] |