بهار پرتقالی

تا پروانه شدن

دیشب شوهرم سر یک موضوعی عصبانی شده بود. کلا متاسفانه خیلی زود سر بعضی مسائل عصبانی میشه که موضوع دیشب هم از همین موارد بود . خلاصه من همیشه سر عصبانیتش باهاش دعوا میکردم، چون دیدن عصبانیتش حال من رو بد و مضطربم میکنه، باهاش بحث میکردم و فریاد میزدم که چرا اینجوریه و باید به اعصابش مسلط باشه! اما این برخورد من باعث میشد بیشتر عصبانی بشه و در نتیجه حال منم خیلی بدتر میشد و تا چند روز این حال بد با من می موند. اما دیشب به طور اتفاقی یه رویکرد جدیدی رو اتخاذ کردم: رفتم توی اتاق و اجازه دادم هرجور راحته عصبانیتش رو تخلیه کنه. درسته بعدش کلا تو فاز باد و قهر بود ولی امروز حالش خوب شده بود😅 منم حالم خوب بود و دیگه صحبت دیشب رو پیش نکشیدم. به نظر میرسه یکی از اصلی ترین مشکلات به همین سادگی یعنی تنها با سکوت اختیار کردنم برطرف شد. از این به بعد برنامه همینه: اگه دوست داره میتونه سر هر موضوع کوچیکی عصبانی بشه ولی قرار نیست من هم پا به پاش جلز ولز کنم طوریکه هم اون حالش بدتر بشه هم خودم! فقط کافیه بهش زمان بدم تا خشمش فروکش کنه و توی این زمان، ازش فاصله بگیرم.

+ بعد از تجربه دیشب خیلی احساس بزرگ تر شدن و پخته تر شدن میکنم!😁

چهارشنبه دوم مهر ۱۴۰۴| 12:35 |زنجبیل|

[-Design-]